اسماعيليان

 

سيرتاريخي شيعيان اسماعيليه در افغانستان

فرقه اسماعيليه، يكى از فرق مهم شيعه كه پس ازاماميه اثناعشري بيشترين پيرورادرميان شيعه هاي جهان دارد .اسماعيليان،پس ازشهادت امام جعفر  صادق درسال 148 قمري بر سر جانشيني ايشان از ديگر شيعيان جداشدند.از اواسط قرن سوم هجري  كه داعيان ومبلغان مذهبي اين فرقه در سرزمين هاي اسلامي ظاهرشد وشروع به فعاليت نمودند اسماعليه باسرعت  وموفقيت به تدريج عقايدمذهبي، فلسفي ، وانقلابي خود پر داختند سر انجام توانستند حكومت مستقلي را درسال 290 قمري درشمال آفريقاتآْسيس كند.

بعدها اسماعليان در رقابت با حكومت عباسيان بر سر جانشيني هشتمين خليفه فاطمي (المستنصر بالله)دچار اختلاف شدندوبه دوشعبه ‍‌‌(مستعلوي) و (نزاري) منشعب شدند .شعبه دوم آن بعدها تحت رهبري حسن صباح  وجانشينان اودولت مقتدري رادر قلب قلمرو سلجوقيان بنيان نهادند و نيز اصلاحات مهمي رادر عقايدخود بوجود آوردند.آنها همچون شيعيان امامي اثناعشري، امامت را به نص مى‏دانند، اما درباره سلسله امامان پس از امام صادق، با ديگر پيروان آن امام دچار اختلاف شدند.اين فرقه نام خود را از اسماعيل فرزند امام جفر صادق گرفته است.

ادامه نوشته

چالش

 

چالش فقرزدگي و دين‌باوري در افغانستان

 

در طول تاريخ فقر و تهي دستي از بنيادي­ترين مشكلات و از ناهنجارترين دردها در زندگي انسان ها بوده است و امروزه نيز اين پديده همچنان مشكل ملموس جامعه هاي انساني است كه پيامدهاي منفي بسياري را در پي دارد.

اين پديده در همه اي ادوار تاريخ مورد نكوهش بوده است و همه اي انديشمندان و زمامداران جوامع انساني از آن به عنوان جريان ناگوار، تلخ و نگران كننده ياد كرده اند.

با مطالعه مباني اسلامي حتي به صورت اجمالي، نيك روشن مي شود كه اسلام مدعي مبارزه با همه اي ناهنجاري ها و كاستي ها و از آن جمله با فقر است و با علل و عوامل آن به نبرد سترگ برخواسته است زيرا «در اصل و فروع و تا كوچكترين احكام خود، در تضاد با مترفان و مسرفان و مستكبران و متكاثران است».

لذا در اين نوشته سعي خواهد شد به نقش فقر در فرايند دين زداي به خصوص فرايند اين مساله در افغانستان پرداخته شود.

و از اين منظر به مساله نگاه شود كه جايگاه فقر در دين گريزي در كشور تا چه اندازه درست است لذا قبل از پرداختن به اصل بحث ابتدا به طور فشرده به تعريف فقر و انواع فقر و چهره فقر از ديدگاه آيات و روايات اسلامي مي پردازيم.

تعريف فقر: (Poverty)

نظام قشربندي و نابرابري هاي اجتماعي در همه اي جوامع در طول تاريخ به ما نشان مي دهد كه انسان ها از نظر خلقت و استعدادها يكسان آفريده نشده اند و لذا امكانات مادي و معنوي هم بين آنها به يكساني موجود نيست.

وجود نابرابري هاي اجتماعي در برخي جوامع مي تواند به مفهوم تقسيم بندي گروه هاي موجود فقير و غني تلقي گردد.

ادامه نوشته