نظریه انتقادی در روابط بین الملل
نظریهی انتقادی مورد بحث در این مقاله برآمده از دیدگاه های خرد باورانه مدرن در «مکتب فرانکفورت» است، این نظریه در حوزهی روابط بینالملل رابطهی میان دانش و قدرت را مورد نقد قرار میدهد، نظریه انتقادی درنقد بحران مدرنیته بر این نکته تأکید دارد که تسلط اندیشه های ترقی خواه سده های نوزدهم و بیستم (مارکسیسم، لیبرالیسم، ورآلیسم با انواع و اقسام آن) به رهایی انسان منجر نشد بلکه با انسانیت زدایی شکل جدید از اسارت را باعث شدند. رهایی بخشی انسانیت از استیلای ساختارهای سرکوبگر سیاسی و اقتصادی جهانی، وجهی همت طرفداران این نظریه در عرصهی روابط بین الملل قرار گرفته است.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۴/۰۶ ساعت 14:30 توسط محمدقاسم محسني
|