نظریه­ی انتقادی مورد بحث در این مقاله برآ­مده از دیدگاه های خرد باورانه مدرن در «مکتب فرانکفورت» است، این نظریه در حوزه­ی روابط بین­الملل رابطه­ی میان دانش و قدرت را مورد نقد قرار می­دهد، نظریه انتقادی درنقد بحران مدرنیته بر این نکته تأکید دارد که تسلط اندیشه های ترقی خواه سده های نوزدهم و بیستم (مارکسیسم، لیبرالیسم،  ورآلیسم با انواع و اقسام آن) به رهایی انسان منجر نشد بلکه با انسانیت زدایی شکل جدید از اسارت را باعث شدند. رهایی بخشی انسانیت از استیلای ساختارهای سرکوبگر سیاسی و اقتصادی جهانی، وجه­ی همت طرفداران این نظریه در عرصه­ی روابط بین الملل قرار گرفته است.